حرکت های دانشجویی چند وقت اخیر به گواه عملکرد خویش – دیگر عینک دلفریب و کبود بر چشم ندارد و از سیاه و سفید دیدن و سلبی نگری در رابطه با مذهبیون و اصلاح طلبها می پرهیزد . این جنبش در جستجوی هیچ گزینه ای بهتر از امروز یعنی پیروی از اصول شناخته شده دموکراتیک نیست .
اکنون که کشور در کانون بحران های عمیق اجتماعی – سیاسی غوطه ور شده – دانشگاهیان در قالب گروههای هرچند خود جوش حامی عدالت اجتماعی گرد هم آمده اند و در غیاب انجمنهای منفعل اسلامی متوجه اتحاد و نیرویی که این ضرورت – به آنها خواهد بخشید – شده اند .
همچنین این روزها جنبش دانشجویی با نگاهی درونی تر به مشکلات زاده اقتصادی – واقعیت های ملموس و عینی را مورد توجه قرار داده و همین توجه به واقعیت ها و درک شرایط کنونی جامعه – به دور از نظریات فریبنده داخلی و خارجیست که اعتراضات گسترده چند وقت گذشته را موجب شده است . ( از همان ابتدا – وقایع دانشگاه های تهران و مازندران و اصفهان و مشهد نمونه بسیار روشنی از رویکرد این نوع فعالیتها و چرخش به سوی مسائل جدی تر بود . همینطور می توان به همراهی دانشجویان در اعتصابات کارگری و حمایت های گسترده آنها اشاره کرد که هر سال به بازداشت و زندان دانشجویان منجر شده است . ) ناگفته نماند غلبه فضای امنیتی بر دانشگاهها – حاکم شدن نظام بسته گزینشی و جلوگیری متولیان امور دانشگاه از شکل گیری نهاد های مستقل دانشجویی و ... تماما به منظور پاکسازی مجدد و یک دست کردن دانشجو و دانشگاه صورت می گیرد و از آنجایی که با یک تغییر مدیرت دانشگاه – از اساتید و معاون امور فرهنگی و حفاظت و حراست گرفته تا حتی ( آشپز دانشگاه ! ) جبرا جای خود را به نیروهای امنیتی می دهند – لذا علیرغم تلاش مضحک انگشت شماری از دوی خردادی ها و لیبرال های دانشگاهی برای صرفا صنفی جلوه دادن اعتراضات – در نهایت حرکات چند وقت گذشته دانشجویان کاملا ماهیتی سیاسی داشته و در همسویی با مطالبات و خواستهای اصولی و دموکراتیک عموم مردم شکل گرفته و ادامه خواهد داشت .
خود کامگانی که در طول 27 سال گذشته بی هیچ پرده پوشی بر مطالبات مردم خط بطلان کشیده و حفظ منافع مردم را برای دوام حاکمیت خود ضروری نمی دانند – رژیمی که با تاکید بر ساختار عقب مانده و ایدئولوژیک خود حتی طبقه متوسط و بورژوای جامعه را بواسطه عدم ضمانت سود در چرخه سرمایه – مقابل خود قرار داده است – و رژیمی که از همان ابتدای استقرارش – به سرکوب طبقات محروم و زحمتکش ایران پرداخته و خصلت ضد مردمی خود را در دهه 60 به رخ کشانیده – امروز خود را در مقابل جنبشی اصیل و تازه متولد شده می بیند که معترضین آن به طور جدی - فضای امنیتی – حذف و هدم تشکل های مستقل – تصویب قرار دادهای موقت کار – اخراج های دسته جمعی – باز خرید گسترده نیروهای کار دولتی – حضور قدرتمند شرکت های پیمان کاری – جلوگیری از تشکیل سندیکاهای آزاد از سوی مجلس و دولت و همچنین مسئله تورم روز افزون که دلیلی جز خیانت در امانت آشکار دولت ندارد را محکوم کرده و اگرچه در حال خروج از مراحل ابتدایی خود است اما خواستار تغییرات اساسی در وضع موجود می باشد .
در نهایت با توجه به شعار های رادیکال و مطالبات ابراز شده در چند روز اخیر هر کسی به وضوح در خواهد یافت که برای فارغ التحصیلان بی شغل و آتیه و دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک – برای دانشجویان دانشگاه تبریز – برای دانشجویان دانشگاه تهران – علامه طبا طبایی – رجایی و خواجه نصیر و ... نقطه مقابل حرکتهای مردمی این است که در سمینارها و کلاسهای بی هویت دانشگاهی بنشینند و با خود کلنجار بروند که چگونه این سیسیتم پسمانده را اصلاح کنند .